اعتدال در عمق ارتباط با دوست
اعتدال در عمق ارتباط با دوست
يكي از ابعاد افراط آدمي در دوستيها، ايجاد ارتباط عميق با افراد است به نحوي كه حاضر ميشود تمام اسرار خود را در اختيار رفيق خود قرار دهد. در اين ميان برخي از دوستيها به دليل برخاسته شدن از برخي احساس خلاها و تنهاييها، جنبه جذبه و شور در آنها غلبه داشته و معيار دوستيها بيشتر بر مبناي عواطف است و از پايههاي منطقي و ارزشي كمتر برخوردار است. در اين نوع رفاقتها، فرد از حيطه اعتدال خارج شده و تلاش مينمايد انطباق كاملي با دوست خود، در نوع رفتار و اخلاق، در تيپ ظاهري و نوع لباس و آرايش موي، نوع معاشرت و... داشته باشد. اينگونه افراد بعضا افراط را به حدي ميرسانند كه حاضر ميشوند ديدگاهها و ايدئولوژي خود را قرباني دوستي خود نمايند. يكي از نكات مهم و قابل توجه در اين نوع دوستيها، عدم اباي اين دوستان در بيان جزئيترين اسرار فردي به يكديگر است. هر انساني در زندگي فردي و اجتماعي خويش، اسراري دارد كه بايستي در نگهداري آن بسيار كوشا باشد. لزوم مكتوم ماندن اين اسرار به جهت حساسيت فراوان و امكان سوء استفاده گسترده طماعان و دشمنان از آنها در راستاي كسب منافع نامشروع خود و وارد كردن ضرباتي مهلك به حيثيت و آبروي فرد ميباشد. اميرمومنان(ع) ميفرمايند: “پيروزي، به محكم كاري وا بسته است وآن هم به انديشه بستگي دارد و انديشه نيز بهنگهداري رازهاست”. حضرتشان در بياني ديگر، رسيدن بهموفقيت را درسايه رازداري دانسته و”موفقترين كارها [را كاري ميدانند] كه پنهانكاري آنرا فراگيرد”. در مقابل، افشاي اسرار سبب دوري ازموفقيت وحتي سقوط و شكست فرد در راه تصميمهاي او ميشود، چنانكه امام صادق(ع) فرمودند: “افشاء السر سقوط؛ برملاكردن راز، (مايه) سقوط است”.
شخص داناي اسرار بايد توجه داشته باشد كه مرز دوستي را از حريم اسرار پنهاني خويش جدا كند و نه تنها اسرار خود، بلكه اسرار ديگران را نيز در اختيار دوستانش قرار ندهد. حضرت صادق(ع) فلسفه لزوم عدم بازگويي برخي از اسرار به دوستان و رفقاي نزديك را چنين بيان ميفرمايند: “دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز كه اگر دشمنت هم آنرا بداند، به تو زيان نرساند. شايد دوستت نيز روزي دشمن تو شود”(سفينه البحار، ج2، ص469.) همچنين اميرالمومنين(ع) ميفرمايد: “با دوست خود كاملا با محبت باش اما به او اطمينان كامل نداشته باش و با او با مساوات برخورد كن، اما همه اسرار زندگي خود را براي او تعريف مكن”(غررالحكم، ح9665.)
اعتدال در تساهل و تسامح با دوست :
بعد ديگر افراط آدمي در دوستيها و رفاقتهاي خود، آناست كه فرد به هدف تثبيت و ايجاد پايداري در رفاقت خويش، حاضر به چشم پوشي از بسياري خطاها و ناهنجاريهاي اجتماعي و تخلفات رفيق خود از حريم شرع و اخلاق ميباشد. در دوستيهاي امروزي بعضا شاهد هستيم كه دوستان به راحتي از كنار ناهنجاريهاي اخلاقي دوست خود گذر كرده و حاضر نميشوند كه وي را به اين اختلال و فساد اخلاقي آگاه نمايند. نمونههاي مختلفي براي اين رفتار اشتباه ميتوان مثال زد. يكي از شايعترين اين مصاديق، گرفتاري افراد به انواع گناهان زباني ازجمله فحاشي، دروغ، غيبت، تهمت و... ميباشد. در اين ميان برخي افراد با مشاهده فحاشي، غيبت يا تمسخر دوست خود نسبت به ديگران و يا حتي مشاهده تلاش دوست خود در جهت هتك آبروي ديگران، نه تنها وي را از اين كار منع نمينمايند بلكه از اين جريان، محملي براي لذت و خوشگذراني لحظهاي، فراهم آورده، با تائيد دوست خويش، باصطلاح خود دقايقي خوش و مفرح از اين سوژهها فراهم ميآورند. از ديگر مصاديق مي توان به اختلالات و ناهنجاري در رفتار اقتصادي دوستان اشاره نمود. متاسفانه به دليل حاكم شدن فرهنگ تجملگرايي در خانوادههاي ايراني، همچنين به دليل سست شدن مباني ديني و زهدگرايي مثبت در برخي افراد جامعه، شاهد رفتارهاي ناهنجار اقتصادي از سوي ايشان وگرايش اين افراد به سمت حرامخواري به اشكال گوناگوني چونكمكاري، كمفروشي، ربا خواري، گرانفروشي، سوء استفاده از فرصتهاي اقتصادي و دست درازي به بيتالمال و حقوق مردم و... ميباشيم. در اين ميان، دوستان اين فرد غير متشرع، در عوض اتخاذ رفتار اصلاحگرايانه به منظورتصحيح اخلاق وي، نه تنها به تائيد رفتار دوست خويش ميپردازند، بلكه بعضا خود نيز تحت تاثير قرار گرفته تلاش مينمايند با الگوگيري از وي، اين فرصتهاي اقتصادي حرام را از دست ندهند. جالب آنكه برخي افراد جامعه اين تخلفات و حرامخواريهاي اقتصادي را تعبير به زرنگي و هوش و ذكاوت فرد مينمايند.
سوال اين است كه آيا اين نحو از دوستي و چشم پوشي از خطاها و تخلفات شرعي و قانوني دوستان خويش، و حتي تشويق و گرويدن به ايشان در اين اعمال، موجب تقويت توجه انسان به خدا و تقويت محبت الهي در دل آدمي ميگردد يا اينكه فرد را روز به روز از خداوند متعال دور ساخته و ريشه محبت الهي را در دل ميخشكاند؟!!!
بسم الله الرحمن الرحیم